عصر آذربایجان

گزارش خبر

فراموشي کودکان کار در پيچ و خم بوروکراسي

فراموشي کودکان کار در پيچ و خم بوروکراسي

1396/11/29

گروه اجتماعي: در ايران سه دستگاه نيروي انتظامي، بهزيستي و شهرداري قانونا متولي شناسايي و سامان دهي امور کودکان کار هستند ولي متاسفانه بدليل داستان هميشگي و تکراري تعدد دستگاه هاي دولتي عريض و طويل و مشخص نشدن بازيگر اصلي در توليت امور اين کودکان، مديريت و ساماندهي آنها در پيچ و خم بوروکراسي مندرس و نخ نماي اداري به محاق فراموشي سپرده مي شود.

 موضوع آسيب هاي کودکان يکي از دل‌مشغولي هاي عمده صاحبنظران و انديشمندن علوم انساني و اجتماعي است. کودکان به جهت اينکه نسل هاي آينده را مي سازند همواره در کانون سياستگذاري_هاي کلان جوامع بوده اند به تبع همين مساله آسيب هاي اين قشر نيز از نگران کننده ترين معضلات اجتماعي جوامع نيز محسوب مي شود. کودکان کار يعني افرادي که زير سن 18 و به تعبير ديگري زير 15 سال بوده و بدلايل و عواملي چون بي سرپرستي و بدسرپرستي، معلوليت والدين يا يکي از آنها و دلايل ديگر بجاي حضور در کلاس درس در خيابان ها و کارخانه ها و .. مشغول کار و فعاليت هستند. گرچه آمار واقعي از تعداد اين کودکان در کشور وجود ندارد و اطلاعات متناقض و غيرشفافي از سوي سازمان هاي حمايتي و دولتي ارائه مي شود با وجود اين نمي توان کتمان کرد در کشور کم نيستند کودکاني که بدلايل متعدد از مدرسه و تفريحات مناسب محروم هستند تا نان آور خود و خانواده خود باشند اين درحالي است که طبق پروتکل ها و کنوانسيون هاي بين المللي حقوق کودکان سازمان ملل، فعاليت اين گروه سني براي کار و نان آوري غيرقانوني بوده و براي دولت ها حکايت از حکمراني نامناسب و ناکارآمد دارد به همين خاطر دولت ها مکلف اند براي اين بخش جامعه شرايط مناسبي را مهيا سازند در غير اينصورت بايد سازمان و نهادهاي بين المللي حامي حقوق کودکان پاسخگو باشند از اين رو چه از منظر حقوقي (ملي و بين المللي) به کار کودکان بنگريم و چه از منظر فرهنگي در هر حال معضلي است که نيازمند تدابير جدي و سياستگذاري دقيق است.
*خيابان ها به دليل مرگ چشمان ناظر، محل وقوع انواع اسيب هاي اجتماعي هستند
همه ما روزانه در فصول مختلف سال عده زيادي از کودکان کار را در خيابان ها و ميدان_هاي شهرمان ديده ايم که به اشکال مختلفي در حال فروش کالايي و يا ارائه خدمتي هستند و اينگونه صحنه هاي دلخراش و تراژيکي را مي آفرينند که دل هر ناظري را به درد مي آورد. گاهي خيابان  کارکردي چندگانه برايشان پيدا مي کند؛ هم محل کسب روزي است و هم محل خوردن لقمه ناني و گاهي هم محل خواب. خيابان گرچه بعنوان عرصه هاي عمومي محسوب مي شوند اما بقول آن نويسنده مکان مرده اي هستند که مملو از بي_تفاوتي هزاران عابري است که فارغ از دغدغه از کنار هم با بي‌تفاوتي مي گذرند همين غيبت نگاه مسئولانه است که خيابان را به مکان آسيب زا مبدل مي کند آري در خيابان هاي شهرما چشماني ناظر بر خيابان وجود ندارد و کودکاني که ظاهرا قرار است فرداي کشورما را بسازند در گوشه  کنار آن بجاي درس و مشق به دستفروشي و کارهاي پست مشغول اند تا بلکه پولي براي قوت ساده خانواده و شکم خود فراهم آورند. خيابان ها به دليل مرگ چشمان ناظر محل وقوع انواع اسيب هاي اجتماعي هستند. 
اين کودکان ( اعم از دختران و پسران) در معرض دام هاي متنوع و گاه فريبنده اي هستند که افراد فرصت طلب براي شان مي گسترند اين کودکان هر روز و هر لحظه به ضرورت کاري که مي کنند با افرادي مواجه مي شوند، صحنه هايي را مي بينند و واژگان نامانوسي را مي شنوند که اصلا و ابدا تناسبي با سن و روح معصومانه شان ندارد، باري کودکان بدليل فقدان مهارت هاي اوليه زندگي و نبود اموزش هاي بازدارنده در معرض آزار و اذيت هاي جسمي، جنسي   عاطفي و .. قرار دارند. موضوع کودکان کار مفهومي گسترده است که از کودکان خياباني گرفته تا کودکاني که در کارگاه ها و کارخانه ها براي امرار معاش خود و خانواده تلاش مي کنند، متنوع است، اين کودکان که زاييده شرايط بد خانوادگي( بدسرپرستي و بي سرپرستي) هستند، مجبورند در فضاهاي ناسالم کار کنند فضاهايي که هر لحظه آنها را در معرض بدترين تهديدها و آسيب ها قرار مي دهد. اين کودکان ناخواسته درگير فعاليت هايي مي شوند که بسيار نگران کننده است. گاهي افراد فرصت طلب بطور سازمان يافته در  ازاي کار در کارگاه ها و کارخانه_ها و حتي خيابان ها ( کودکان خياباني و کودکان در خيابان) از آنها مراقبت مي کنند با دو وعده غذاي(صبحانه و شام) ناچيز و مکان خواب نامناسب، مناطق خاصي از شهر را قرق کرده و با قرار دادن اين کودکان در اين مکان هاي از قبل تعيين شده، درآمد هنگفتي را صاحب مي_شوند؛ در واقع کودکان با تن نحيف و روح معصومانه خود همچون کارگري هستند که سود و منبع درآمد سرشاري را اين افراد فرصت طلب رقم مي زنند، اين نوعي سوءاستفاده سازمان يافته از معصوميت کودکان است.
*توجه به وضعيت کودکان کار هيچ نوع تعللي را بر نمي تابد
توجه به وضعيت کودکان کار هيچ نوع تعللي را بر نمي تابد اين کودکان در معرض انواع خشونت و کودک آزاري هستند اما فرياد تظلم خواهي آنها بسيار کم صدا بوده و نارساست چرا که گوشي براي شنيدن صداهاي انها وجود ندارد شايد به اين دليل که نقشي در بازي هاي سياسي و معادلات بده بستاني ندارند اما بدون ترديد سازندگان فرداي ايران زمين هستند. رهاشدگي امور اين کودکان باوجود دستگاه هايي چون نيروي انتظامي، شهرداري و بهزيستي روز به روز مايه نگراني است . لازم است ساماندهي اين کودکان در اولويت کاري همه بخش هاي جامعه قرار گيرد اين کودکان ابتدا به ساکن وضعيتي پارادوکسيکال و نقيض گونه دارند چرا که هم سرمايه بالقوه هستند و هم تهديد بالقوه، به لحاظ نوع آسيب ديدگي آنها( رواني، جسمي و اجتماعي) ضروري است بخش جداگانه اي براي مددکاري رواني و اجتماعي آنها در نظر گرفته شود در دادگاه ها و دادسراها بخش ويژه اي براي رسيدگي به مشکلات و اسيب هايشان ايجاد شود. افراد زبده و حاذقي براي مشاوره و مددکاري آنها تربيت شده و در مراکز و نهادهاي ذيربط به کار گمارده شوند. تدابيري انديشيده شود تا ضمن شناسايي دقيق اين کودکان اقدامات مددکاري فردي و گروهي جهت برخورداري از چترحمايتي خانواده و جامعه فراهم شود. با افرادي که از اين کودکان بهره کشي مي کنند برخوردهاي قانوني جدي صورت گيرد و احکام آنها بدون نويت مورد رسيدگي حقوقي و قضايي قرار گيرد. به گزارش عصرآذربايجان به نقل از سبلان ما، در پايان متذکر مي شويم ورود به عرصه آسيب هاي کودکان يک دغدغه عمومي است براي اينکار نبايد مترصد اقدام هاي مقطعي و مناسبتي اين دستگاه و آن دستگاه شد چرا که به تجربه ديده ايم سازمان هايي که براي ساماندهي امر خاصي شکل مي گيرند خود مسبب بي نظمي و روي زمين ماندن همان کاري مي شوند که ماموريت به سرانجام رساندش را بر عهده گرفته اند، از اين رو معتقديم "مردم سپاري" خيلي از کارها از جمله سامان دهي امور کودکان کار، مناسب ترين رويکرد درماني است کافي است نهادها و سازمان هاي دولتي فوق الذکر همت کنند موانع دست و پاگير را از سر راه بردارند.

منبع :

نظرات کاربران

    بازگشت به ابتدا صفحه

ارسال نظر

اخبار مرتبط

غم نان بر دل کودکان کار

رد قرمز چراغ راهنمايي فرصت کسب است//
خروج

گروه اجتماعي: کودکان خياباني تصوير هر روزه بسياري از خيابان‌هاي اردبيل است کودکاني که غم نان چهره آن ها را کدر کرده و خيابان ها را آخرين گريزگاه قرار داده اند. دورتا دور خياباني که گفته مي‌شود، بالاي شهر، پسرک قلمرويي براي خود ساخته است. لباس‌هاي ارزاني به تن کرده و دسته 500 تايي گل سرخ را به دست گرفته است. زماني در بساطشان فقط آدامس‌هاي ارزان موزي و شکلات‌هاي 200 توماني پيدا مي‌شد، اما وقتي مشتريان طالب شاخه گل شدند، گل‌فروشي نيز به مشاغل هر روزه اضافه شد. نه تمايلي به حرف زدن دارد و نه دوست دارد به غير از فروش گل‌ها حرف ديگري بزند. هر رد قرمزي که به چراغ راهنمايي مي‌افتد فرصتي است تا کسب‌وکار را رونق بخشد.

کودکان کار معضل پنهان جامعه

کودکان کار معضل پنهان جامعه
خروج

گروه اجتماعي: پيش بيني حمايت هاي قانوني، شناسايي 73 کودک کار، نبود کودک خياباني در زنجان، فعاليت موثر سمن ها، نبود پيش بيني قانوني براي پيشگيري، لزوم ارائه آموزش هاي تخصصي براي کاهش معضلات و لزوم رسيدگي به موقع از جمله مسائلي بود که در ميزگرد با موضوع کودکان کار مطرح شد. به حتم کودکان آينده سازان و سرمايه هاي انساني آينده نگر جامعه هستند و هر نوع کوتاهي در تربيت و آموزش آنان منجر به از دست دادن اين گروه از جامعه مي شود. کودکان کار و خياباني يکي از بارزترين نمودهاي افزايش مشکلات اقتصادي به شمار مي آيد که بي توجهي به آن مي تواند ايجاد و گسترش آسيب_هاي اجتماعي را به همراه داشته باشد.

فراموشي کودکان کار در پيچ و خم بوروکراسي

فراموشي کودکان کار در پيچ و خم بوروکراسي
خروج

گروه اجتماعي: در ايران سه دستگاه نيروي انتظامي، بهزيستي و شهرداري قانونا متولي شناسايي و سامان دهي امور کودکان کار هستند ولي متاسفانه بدليل داستان هميشگي و تکراري تعدد دستگاه هاي دولتي عريض و طويل و مشخص نشدن بازيگر اصلي در توليت امور اين کودکان، مديريت و ساماندهي آنها در پيچ و خم بوروکراسي مندرس و نخ نماي اداري به محاق فراموشي سپرده مي شود.

سايه شوم ترين معضل اجتماع بر سر کودکان کار

سايه شوم ترين معضل اجتماع بر سر کودکان کار
خروج

گروه گزارش: از صبح تا شب زير آفتاب سوزان تابستان و سرماي استخوان سوز زمستان کار مي کنند تا خرج زندگي را بدهند، شوم ترين معضل اجتماع دامن خانواده کودکان کار را گرفته است.

سایر اخبار این موضوع

پربازدیدترین خبرها

پرتفسیرترین خبرها